محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
546
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
همان فتنه پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است ؛ فتنهاى كه در امور دينى و مسائل شرعى بين اصحاب به وقوع پيوست . علّت اين اختلاف ، هواى نفس بود ؛ زيرا كتاب خدا - كه جز به حق سخن نمىگويد - هنوز در دست مسلمانان بود و اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در بين صحابه بودند و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله سفارش كرده بود كه به ريسمان آنها بياويزند و در مشكلات بزرگ جامعه به آنان مراجعه كنند . در حديث ثقلين ، اهل بيت عليهم السّلام و قرآن در كنار يكديگر ياد شدهاند . اين حديث را مسلم بن حجاج نيشابورى در صحيح خود و ديگران روايت كردهاند . « 1 » ولى تنها هواى نفس بود كه اصحاب را از اطاعت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله باز داشت . در زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ، تنها او بيانكننده حق بود و نيازى به اجتهاد و رأى و پيدايش فرقههاى مختلف نبود و هيچ مذهبى در زمان ايشان پديد نيامد . سپس اصحاب پس از او در مسائل متعددى اختلاف پيدا كردند و اگر داستان اين اختلافها در يك كتابى جمع مىشد ، دهها صفحه مىگشت . علّت اين اختلافها ، بررسىهاى فقهى اهل سنّت در خصوص اعتبار سخن صحابه بسان قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بود و نيز اگر صحابه اختلاف پيدا كردند به كدام رأى آنان بايد عمل كرد ؟ غزالى مىگويد : « برخى ادعا كردند كه سخن ابوبكر و عمر مقدم و حجت است و ديگران گفتند كه سخن هر چهار خليفه حجت و معتبر است . » « 2 » سپس غزالى به نقد هر دو نظر پرداخته و مىگويد
--> ( 1 ) . صحيح مسلم : 4 / فضائل على عليه السّلام ، ح 36 و 37 ؛ سنن ترمذى : 5 / باب 32 ؛ سنن دارمى : 2 / باب فضائل القرآن ؛ خصائص نسائى : 50 . ( 2 ) . المستصفى ، غزالى : 168 و نيز نك : الاصول العامة للفقه المقارن ، محمد تقى حكيم : 139 .